۱۳۸۹ آذر ۲۹, دوشنبه


۱۳۸۹ آذر ۲۶, جمعه

ویان در کشتی


۱۳۸۹ آذر ۲۴, چهارشنبه




ولی خوب انگار این کبوترا خیلی گشنه تر بودند که دختر مهربون ما رو حسابی عاصی کردند و این طوری شد که فرار و بر قرار ترجیح داد و از خیر حیوان دوستی گذشت
اولش ویان عاشق این قوهای زیبا شد و خواست بهشون غذا بده

۱۳۸۹ آذر ۲۲, دوشنبه

 مدتهاست راجع به خانم کوچولو ننوشته ام نه اینکه چیز جدیدی نبوده باشه،اما خوب مامان این ویان خانم حسابی سرش شلوغه و ترجیحا اگه وقتی داشته باشه برای خود ویان میذاره تا  برای وبلاگش،در هر صورت باید یگم ویان تغییرات زیادی کرده وبرای خودش خانمی شده و با عقاید و نظرات خاص خودش ،اون فکر میکنه همیشه حق با اونه ونهایتش گاهی  مربیش(نازیلا جون) ودر غیر این  صورت باید خودش به این نتیجه برسه تا باور کنه و این گاهی خیلی سخت میشه