۱۳۸۸ آبان ۲۷, چهارشنبه


ویان وبردیا درتولد بردیا

,

۱۳۸۸ آبان ۱۱, دوشنبه



ویان :باباچرادیشب داد زدی؟

بابا:خوب توعصبانیم کردی.

-باشه،ولی اگه تارهای صوتیت پاره شد و دیگه حتی نتونستی بگی گشنمه ،ناراحت نشی ها.آخه مونا جون گفته هرکی داد بزنه تارهای صوتیش پاره میشه

۱۳۸۸ آبان ۱۰, یکشنبه

امشب داشتم به امتیازهای آدمها فکر میکردم و اینکه بعضی ها خیلی امتیازها را در همان بدو ورود دارند امتیازهایی مثل پدر و مادر خوب خانواده خوب ومنسجم ،سلامتی ،رفاه،محیط خوب زندگی(شامل شهر و کشور)،ظاهر خوب و.....واین خیلی خوبه ،شانس بزرگیه برای هر آدم .اما خییلی ها به راحتی تک تک این امتیاز ها را واگذار میکنند شاید اهمیتشان را نمیفهمند ،شایدهم میخواهند به اون طرف هم سری بزنند اما اما آدمهایی هستند که هیچ کدام از اینها را ندارند وسالها طول میکشد تا با هزار سختی یکی از اینها را کسب میکنند والبته که در حسرت بعضیهایش تا آخر خواهند ماندومن تمام سعیم را میکنم تا امتیازهای ویانم را هر چه بیشتر کنم ومهمتر از همه اینها راه استفاده از اینها را به او یاد بدهم وراه کسب امتیاز بیشتر.
دیشب خیلی بهت خوش گذشت من و تو با هم شرایطی فراهم کردیم که کلی متفاوت بود.
کاش دیشب میگذاشتم با همان شادی بخوابی..