۱۳۸۸ شهریور ۴, چهارشنبه




این هم چند صحنه دیگه از لی لی لجبازه


دختر ما اصلا نق نمی زد و تازه دیگران رو به بهانه گیری محکوم میکرد!
ویان هرجا خسته میشد می گفت بابا میرم طبقه دوم!

ویان در ساحل دریای سیاه




این خانم شناگر که میبینید هفته قبل مدال قهرمانی شنا دریافت کرده!!

ویان و پارسا


ویان میگه داری عکسارو میذاری تو لبلاگم؟

۱۳۸۸ شهریور ۳, سه‌شنبه


۱۳۸۸ مرداد ۲۶, دوشنبه


ویان با سنا مثل عروسک ور میرفت و حسابی کیف می کرد
ژینر دوست قدیمی ویان،یک دوستی عمیق بین اوناست وحسابی همدیگرو دوست دارند

با ژینر



ویان میخواد نقاش بشه ،این آخرین تصمیمشه،به محض تغییر متعاقبا اعلام خواهد شد

نقاشی تولد


۱۳۸۸ مرداد ۲۵, یکشنبه





ویان بعد از دیدن شو لباس بچه ها شروع کرد به بازی کردن شو با لباسهایی که خودش انتخاب میکرد

۱۳۸۸ مرداد ۲۲, پنجشنبه

خوب قرار بود اندر احوالات ویان بنویسم،راستش در چند ماه گذشته خیلی عوض شده،حتی نظریه صادر میکنه و در تصمیم گیریها به ما کمک میکنه،کلاس شنا میره و حسابی عاشق شنا و استخر.بزرگترین معضلی که این اواخر باهاش داشتیم مشکل کوتاه کردن موهاش بود موهاش حسابی بلند شده بود و به هیچ وجه حاضر به کوتاه کردن نبود نه با هیچ وعده وعیدی خر شد نه از هیچ تهدیدی ترسید دیگه داشتم از آینده می ترسیدم با خودم گفتم من بعدا چه طوری میتونم با هاش کنار بیام و اما دیروز درحالیکه من ناامید شده بودم ودیگر حتی پیشنهاد هم ندادم یک لحظه انگار کوتاه اومد وخودش مدلش رو انتخاب کرد ونشست روی صندلی آرایشگاهی که برای کار دیگری رفته بودیم.بچه ها خیلی عجیبند

۱۳۸۸ مرداد ۱۸, یکشنبه


با عرض پوزش از تاخیر طولانی،آخه در راستای تعطیلی خیلی از سایتها ورود به سیستم بلاگ ما هم ممکن نبود ،بیشتر از عکس کلی تغییرات در رویه ویان ایجاد شده که مفصلا براتون تعریف میکنم