۱۳۸۷ شهریور ۷, پنجشنبه



امروز من و ويان تنها بوديم، من بعد از يك هفته خستگي و كمبود خواب ولع شديدي براي خواب داشتم به همين خاطر قبل از ناهار حمله شديد خواب به سراغم اومده بود اما مطمين بودم كه ويان نميذاره بخوابم اما وقتي بيدار شدم تعجب كردم صدايي نبود و من هم يك ساعت خوابيده بودم وقتي دنبال ويان گشتم با اين صحنه مواجه شدم كه ويان عروسكهايش را خوابانده بود و خودش هم ...به اين ميگن مامان خوب.